العلامة المجلسي
742
حياة القلوب ( فارسي )
برساند يا ايشان را طاغى وكافر گرداند » فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً « 1 » « پس خواستيم كه به عوض آن پسر عطا كند به ايشان پروردگار ايشان فرزندى كه نيكوتر باشد از آن پسر به جهت پاكيزگى از گناهان وصفات بد ونزديكتر باشد از جهت رحم ومهربانتر بر مادر وپدر » . وَأَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما « امّا ديوار پس از دو پسر يتيم بود كه در آن شهر بودند ، وبود در زير آن ديوار گنجى براي آنها » وَكانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَيَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ « وپدر ايشان صالح وشايسته بود پس خواست پروردگار تو كه آن دو پسر به حدّ بلوغ وكمال عقل برسند وبيرون آورند گنج خود را از زير ديوار ، اين رحمتي بود از پروردگار تو نسبت به ايشان » ، وَما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي « ونكردم آنچه كردم از رأى خود بلكه به امر پروردگار خود كردم » ، ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً « 2 » « اين بود تأويل آنچه بر ديدن آن صبر نتوانستى كردن » . مؤلف گويد : اين بود ترجمهء اين آيات موافق تفسير مفسّران ، ودر ضمن أحاديث تفاسير أهل بيت معلوم خواهد شد . علي بن إبراهيم به سند صحيح روايت كرده است كه : يونس وهشام بن إبراهيم نزاع كردند در آنكه آن عالمي كه موسى به نزد أو رفت أو داناتر بود يا موسى عليه السّلام ، آيا جايز است كه بر موسى عليه السّلام كسى حجت وامام باشد وحال آنكه أو حجت خدا بود بر خلق ؟ پس در اين باب عريضه به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام نوشتند واين مسأله را از آن حضرت سؤال كردند ، حضرت در جواب نوشتند كه : چون موسى به طلب آن عالم رفت أو را در جزيرهاى از جزاير دريا يافت كه گاهى نشسته بود وگاهى تكيه مىكرد . پس موسى بر أو سلام كرد ، أو سلام را غريب دانست زيرا كه در زمينى بود كه در آنجا
--> ( 1 ) . سورهء كهف : 81 . ( 2 ) . سورهء كهف : 82 .